غم
غم بودن ،ماندن و پوچ بودن در دلم آتشی به راه انداخته است و آتش همچنان شعله ور است وشعله ها
زبانه میکشند وذهن همچنان مشوش است وپریشان ،بدنبال راهی هستم تا چشمه ای زلال بیابم که خاطر
را در آرامشش شستشو دهم تا پاکی را بیاموزم وناگاه چشم بگشایم وببینم که ازقید بندها رهیده ام واز
همه گسسته ام و به او رسیده ام ،آزادم ،می توانم پرواز کنم ...
نویسنده : مهدی ; ساعت ٧:٠٥ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ،۱۳۸۳
تگ ها :
