یک بار دیگر

سلامی دوباره به هر آنکه لحظاتی مهمان ما می شود

در وبلاگهای مختلفی نوشته ام اما باز هم اولین وبلاگ همیشه در خاطر هست ،پس باز

هم همینجا می نویسم  بعد از مدتی دور بودن از قلم.

امیدورارم کسی که نوشته هایم را میخواند لذت ببرد.

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٩
تگ ها :


سحر

شبها همچنان می روند،

روزها همچنان می آیند،

سحر ها نیز هنوز در خواب ناز به سر می برم 

هنوز دلتنگ "درس سحر " هستم

هنوز مشتاق برای شکستن بت "خواب" 

هنوز هم نمیتوانم جایی فراتر از امروز را ببینم ،

هنوز هم فراموشی برلحظه هایم سایه افکنده است.

و هنوز هم لبریز از "ای کاش" هستم....

 

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها :


سردرگم

گم شده ام ....

در این عالم گم شده ام...

در هزار توی  فریب دنیا گم شده ام ...

نمی دانم چه می خواهم .....

نمی دانم چه باید بخواهم ......

نمی دانم برای شروع چه باید کرد .....

اصلا  چرا باید شروع کنم؟

چه را شروع کنم ؟

و چگونه باید؟

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ دی ،۱۳۸۸
تگ ها :


سردرگم

گم شده ام ....

در این عالم گم شده ام...

در هزار نوی  فریب دنیا گم شده ام ...

نمی دانم چه می خواهم .....

نمی دانم چه باید بخواهم ......

نمی دانم برای شروع چه باید کرد .....

اصلا  چرا باید شروع کنم؟

چه را شروع کنم ؟

و چگونه باید؟

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ دی ،۱۳۸۸
تگ ها :


تفاوت

فرق است میان داشته ها و خواسته ها...

فرق است میان دانه ای گندم در دست  و خوشه ای گندم در میان گندم زار...

فرق است میان آنچه هستیم و آنچه می خواهیم باشیم...

چرا خود را آنگونه می بینیم که می خواهیم باشم نه آنگونه که هستیم؟

چرا رفتارمان به گونه ایست گه گویی تنها فرد محترم در عرصه جهانیم؟

چرا به خود نمینگریم ونمیبینیم چه هستیم؟

چرا...؟

 

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸۸
تگ ها :


می نویسم

 

می نویسم ،

می نویسم،

می نویسم ،

می نویسم تا فراموش نکنم که هستم ،

تا یادم نرود ذهنی دارم که کلماتی را به خاطرم می آورد ،

تا بدانم  خونی در رگهایم جریان دارد که دستم را به حرکت در آورد،

تا مطمئن شوم دستی دارم که قلم را برمی دارد.

تا یقین پیدا کنم پروردگاری مهریان دارم.

 

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸۸
تگ ها :


شروعی دوباره

برای بازگشت

               هیچگاه دیر نیست.

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸۸
تگ ها :


زندگی

زندگی  ، واژه ای آشنا برای هر فرد اما معنایش برای من بسیار مبهم اینکه چرا زندگی میکنم ،اینکه چرا زنده هستم ،اینکهچه باید در مسیر پرپیچ وخم زندگی انجام داد.....اگر کسی بگوید پاسخش آسان است یا خود ر فریفته ویا برایش فرقی ندارد که چه میشودشاید بسیاری از آنها که دچار افسردگیهای حاد میشوند در پاسخ به این سوال درمانده میشوند اما پرسشی است که باید بسیار در موردش فکرکرد.

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٧
تگ ها :


 

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
                                              باز جوید روزگار وصل خویش
میخواهم از نو آغاز کنم-از نو بنویسم. شاید در کشاکش این زمانه راهی بسوی خودم بیابم.

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٧
تگ ها :


 

سلام دوستانم

از همه ممنووننم

از این به بعد من رو توو این وبلاگ بیابید:

                                                      سرشک

یا حق.

  
نویسنده : مهدی ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٥
تگ ها :